عبد الله احمديه

257

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

ميل دائم در مجرا از بيمارستان مرخص شده و به نزدم آمده بود . بيش از يك ماه تحت درمانش قرار دادم . روزى حالش بهتر و روز ديگر وضعش به صورت قبلى درمىآمد . اين حالات او سبب حيرتم شده بود . برحسب بررسى متوجه شدم پيرمرد بينوا علاوه بر نداشتن ملبوس كافى شلوار زير نيز به پا ندارد . سرماى سخت زمستان ، عدم پوشش مناسب و فقر مانع پيشرفت درمانش گرديده بود . همان روز به هنگام ويزيت بيمار قبلى كه فردى متمكن بود به او گفتم بنا به اظهار خودتان ، شما مبلغ هشت هزار تومان براى انجام عمل جراحى با بيمارستان قرار بسته بوديد . من مانند ديگر بيمارانم با شما رفتار كردم و بيش از يك حق ويزيت از شما دريافت ننمودم . حال شما در عوض وسايل زندگى اين سيد محترم را فراهم كنيد . پيشنهاد مرا پذيرفت . با تأمين امكانات و با تعقيب برنامه درمانى به زودى هر دو بيمار سلامت خود را بازيافتند . * * * بيمار بيست و چهارم * در تاريخ 1 / 9 / 24 آقاى X به مطب آمد . ناراحت از وضعيت آميزشى خود بود . اظهار داشت چهار سال پيش شبى جلوگيرى از احتلام نموده به هنگام روز موقع دفع ادرار احساس سوزش در مجراى بول كرده و به مرور در مجرا چرك پيدا شده است . با مراجعه به پزشك و تزريق آنتىبيوتيك و با استفاده از داروهاى ديگر رفع نگرانى او گرديده است . سال گذشته قبل از ازدواج اقدام به آزمايش ادرار نموده كه لوكوسيت زيادى را نشان مىداد . پس از ازدواج صبح‌ها با فشار آلت كمى چرك مشاهده مىكرد . تجزيه مجدد باز حاكى از وجود لوكوسيت زياد بود . در معانقه و موقع انزال طرف مقابل احساس سوزش مىكرد . منى گرم و سوزان بود . فرداى آن شب مجراى بول بيمار سوزش و درد داشت و گاهى نيز خارش مىكرد . اين حالت برخى اوقات بروز مىكرد و گاه خوب مىشد . گاهى اطراف كليه‌ها ، گاه روى مثانه ، برخى اوقات در قولون و يا در بيضه‌ها احساس درد مىكرد كه موقتى بود . در معاينه و بررسى احوالات معلوم شد كه بيمار داراى حرارت بسيار در جگر مىباشد و